تبليغاتX
دست نوشته های انزلخان

anzalichi

انزلخان

anzalichi

http://anzalichi.blogfa.com

دست نوشته های انزلخان

دست نوشته های انزلخان

دست نوشته های انزلخان

دست نوشته های انزلخان کبیر ... انزلی قلب تپنده ی گیلان ... اینجا بندر انزلی قلب تپنده ی گیلان است

دست نوشته های انزلخان

 
 
دست نوشته های انزلخان   
       
   
  
 
فهرست اصلی
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
لینکستان
تماس با ما
 


آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
 


خطوط قرمز یعنی چه ؟
موضوع مرتبط با :

 سلام ...

تا حالا به این قضیه فکر کردین که خط قرمز یعنی چی . اینکه بهت بگن داری خط قرمز ها رو رد میکنی چه مفهومی میتونه داشته باشه . یا اصلا این خطوط رو چه کسایی ترسیم کردن .

اینا سوالاتیه که در ادامه بهشون جواب میدم ...

 چه کسی فکر میکرد برف زیبایی که توی انزلی شروع به باریدن کرده بود ، یه روز تبدیل بشه به یه کابوس سفید . خطر ریزش سقف خانه ها به علت انباشته شدن برف از یک طرف قطع مقطعی برق و نوسان فشار گاز بر وخیم تر شدن اوضاع و احوال شهر انزلی دامن میزد .

سایت وارش انزلی که از قدیمی ترین سایت های استان و شهر انزلی محسوب میشه توی این مدت سخت در حال اطلاع رسانی اوضاع شهری بود که بین برفها اسیر شده بود . سکوت پایگاههای خبری از یکسو تجمع تجهیزات در شهر رشت که سال گذشته تجربه وقوع چنین اتفاقی رو داشت ، همه و همه دست به دست هم دادن تا شهر انزلی به اجبار به خواب زمستونی فرو بره .

سایت وارش در مطلبی انتقادی از نماینده انزلی درخواست تلاش بیشتر برای رفع مشکلات شهر را کرد .  پشت سر آن در سیستم نظرخواهی این سایت کسانی جهت دار و به صورت مجهول الهویت به طرفداری از نماینده انزلی ( آقای حق شناس ) پرداختند .

مطلب وارش

حال سوال من اینجاست . جناب آقای حق شناس اگر این آقایان با شما در ارتباط هستند که جای هیچ صحبتی باقی نمیگذارد . اما اگر نیستند کاری که آنها در دستور کار خود قرار داده اند تنها به چهره ی شما که به رای همین مردم نماینده منتخب شهر انزلی هستید لطمه میزند .

چه خوب بود این دوستان که آنطور که از شواهد به مشام میرسد رابطه نزدیکی با شما دارند . به جای مخابره اخبار غلط در خصوص جهت دار بودن و سیاسی بودن وارش ، تهدید نویسندگان این سایت ، درخواست برای معذرت خواهی و ... از شما میخواستند تا در جوابیه ای منطقی از مردم شهر به خاطر تعلل ناخواسته ای که در امداد رخ داده عذر خواهی میکردید .

مطمئنا به گفته ی همین دوستان که از طرف شما در سایت وارش نظر میدهند ، تمام تقصیرات به گردن شما نیست همانطور که وارش هم در مطلبی انتقادی بار دیگر از تمام مسئولین شهری  پاسخ خواسته است . آیا وظیفه ی شما و دیگر دوستانتان پاسخ گویی و رفع نیاز مردم نیست ؟؟؟!!!

 

مطلبی دیگر از وارش

 

((  مگر نه اینکه دولت جدید ، دولت مقابله با مسئولین کم کار است . مگر نه اینکه شعار دولت جدید ، شعار عدالت اجتماعی است . آقای حق شناس نه تنها شما بلکه تمامی مسئولین شهر انزلی موظف به پاسخگویی به مردمی هستید که به شما رای داده اند و شما را به عنوان نماینده ای برگزیده اند تا از حقوقشان دفاع کنید ))

 

جناب آقای حق شناس پاسخگویی شما به نیاز مردم نشان دهند ه ی توجه شما به مشکلات مردم است . مطمئن باشید در صورت ارسال هر گونه جوابیه ای نه تنها اینجانب بلکه تمامی سایتهای مرتبط با شهر انزلی آماده انتشار آن خواهند بود .

هادی حق شناس نماینده انزلی

 

***

اما در خصوص ترسیم خطوط قرمز : این حد مرزی که برای بیان مشکلات مردم مطرح میشود عملی خودساخته است. ساختن چهره ای بد از دولت برای مردم و چهره ای بدتر از مردم  برای دولت عواملی هستند که مانع پیشرفت شهری هستند که روزگاری عنوان دروازه ایران و اروپا را یدک میکشید و با جوانان متعصب و غیور خود هدفی جز سربلندی کشور را در سر نداشته و ندارد .

 

                                                                                     با تشکر

 

دوستان عزیز برای طرح هرگونه شکایت و یا نقص در عملکرد مسئولین و حتی جزعی ترین مشکلات میتوانید از سایت ذیل مشکلات خود را با ریاست محترم جمهوری در میان بگذارید و اگر فکر میکنید کسی پاسخگوی شما نیست باید به عرضتان برسانم پرسونل زحمت کش سایت ریاست جمهوری واقع در حوالی خ : پاستور  بعد از گذشتن یک بازه زمانی به تمامی ارسالات پاسخگو هستند :

نامه به رئیس جمهور

 

انزلخان یکشنبه سی ام دی 1386  نظر بدهید!

به مناسبت ایام محرم
موضوع مرتبط با :

ما توی کشوری زندگی میکنیم که ادعای مسلمونی داریم ، ادعامون اینه که اقتدامون به بزرگانی چون حضرت علی و امام حسین (ع) . اما توی همین زندگی روزمره خودمون که خیلی نسبت به گذشته پیشرفت کرده نمیتونیم تو مسیر چیزی که ازش دم میزنیم حرکت کنیم .

دوره کودکی من پر از خاطرات مادربزرگم که بیشتر موقع ها چادر نماز به سر داشت و سر سجاده   و مشغول خوندن نماز و  قرآن بود ، همونی که هر موقع میرفتم پیشش منو میشوند روی پاش  و برام قصه های دینی و مذهبی میگفت . یادمه وقتی برای همیشه خوابید و داشتیم میبردیم تا به دل خاک بسپریمش هم دقیقا سر اذان بود ، عزیزم حتی آخرین نمازش رو هم به موقع به جا آورد و رفت .

برخی سعی میکنند  تا چهره ی شهر های شمالی رو بی دین و مذهب نشون بدن . اینها در حالیه که اگر اسلام در سراسر ایران با زور شمشیر و تجاوز اعراب پذیرفته شد . در شمال ایران بر حسب تفکر و منطق . مطلبی رو براتون در نظر گرفتم که از سایت (( گیلان سرزمینی که باید از نو نوشت )) که در ادامه میتونید مطالعه کنید :

 

گیلان از اسلام تا عصر حاضر / 1

گیلانیان در دوره های قبل از اسلام کم و بیش آزاد و مستقل زندگی میکردند و با تشکیل پادشاهی های کوچک بر سرزمین خود فرمان میراندند.

بعد از ظهور اسلام و سقوط پادشاهی ساسانیان، که سراسر ایران از رود فرات تا رود جیحون و از خلیج فارس تا اراضی قفقاز به دست اعراب افتاد، گیلانیان و دیلمیان و طبریان در پناه رشته کوههای البرز به مقاومت قهرمانانه ای دست زدند و از ورود تازیان به سرزمنیهای خود جلوگیری کردند.قسمتهای وسیعی از کرانه های خزر، مخصوصا گیلان، در سایه وضع طبیعی و جغرافیایی خود و به نیروی پایداری و استقامت ودلاوری مردان سلحشور و آزاده خویش تا دو قرن و نیم بعد از حمله اعراب در برابر سیل خروشان لشکر اسلام مقاومت کردند و تن به خواری و زبونی تسلیم ندادند.رشته کوههای بلند و صعب العبور البرز از یک سو و آبهای متلاطم دریای خزر از سوی دیگر این خطه را به صورت دژ جنگی مستحکمی در آورده بود که ساکنان آن را در مقاومتهای دلیرانه علیه مهاجمان عرب یاری می کرد. با تمام توانایی و قدرتی که کشور گشایان عرب در آن زمان داشتند ساکنان کرانه های خزر، سر به اطاعت آنان فرود نیاورده استقلال و آزادی خود را حفظ کردند.

در  " صوره الارض" به دفعات گیلان ، در قرون اولیه هجری مورد تایید قرار گرفته است .  در معرفی کوههای دیلم نیز آمده : " اما سبب این که جبال دیلم به همین نام خوانده شده است این است که استقلال دارد و پادشاهانی در آنجا حکومت می کنند." * در جای دیگر راجع به دیلیمیان چنین اظهار نظر می کند: " دیلیمیان در روزگار اسلام بیشتر در کفر بودند تا زمان حسن بن زید... که به دعوت وی علوی و مسلمان شدند **

هنگامی که یزدگرد سوم آخرین شهریار ساسانی در حال فرار از چنگ سپاهیان عرب به دست آسیابانی کشته شد، در کناره های خزر، گیلان، طبرستان، رویان و گرگان چند خاندان از شاهزادگان محلی و بزرگان ساسانی فرمانروائی می کردند. بعضی از آنها مطیع یا متحد دربار ساسانی بشمار میرفتند و برخی نیز مستقل یا نیمه مستقل بودند. بعد از یزدگرد اغلب خاندانهای مزبور طی سالهای طولانی سپاهیانی را که خلفای بغداد برای گشودن این نواحی گسیل می داشتند در هم شکسته و به دشمنان آنها یعنی سادات علوی پناه میدادند...

پی نوشت: * صوره الارض، ابن حوقل، ترجمه دکتر جعفر شعار، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. تهران ۱۳۴۵ /  ** همان کتاب صفحه ۱۱۹.

*** مسالک و ممالک، ابو اسحاق ابراهیم اصطخری، بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران ۱۳۴۷. صفحه ۱۶۹

انزلخان شنبه بیست و نهم دی 1386  نظر بدهید!

چند قطره اشک بخاطر صدایی که تا ابد در دل مردم گیلان زنده خواهد ماند
موضوع مرتبط با :

دیگر کسی ترانه نمیسازد ، به احترام تو یک قوم ایستاده اند ، دریا به غم نشسته است و آسمان مرثیه میخواند برف می آید ...سپید پوشیده بودی و ... سپید پوشیده است شهر ... چه کسی را به خاک سپرده ایم ؟؟؟

فايل تصويری: ترانه‌ی ليلی با اجرای ناصر وحدتی و هم‌خوانی مردم، بر سر مزار آشورپور
(فرمت wmv، حجم: 1:92 مگابايت)

فايل صوتی:
آهنگ جومه بازار با صدای آشورپور (از شمالگان)
آهنگ ليلی با صدای آشورپور

( منبع :ورگ)
 

***

احمد عاشورپور خواننده گیلانی در 18 بهمن 1296 در غازيان ، بندرانزلی متولد شد. وی فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی از دانشکده کشاورزی کرج دانشگاه تهران است. عاشورپور خواندن را از زمان تحصیل در انزلی به صورت غیرحرفه ای آغاز کرد ولی هنگامی که در يکی از برنامه های هنری دانشکده کشاورزی کرج ترانه گيلکی خواند به فکر خواندن حرفه ای افتاد.در این زمان راديو در ايران تازه تأسيس شده بود.در سال 1322 وی به ابوالحسن صبا معرفی شد. صبا صدای عاشور پور را آزمود و پسنديد و او را به راديو معرفی کرد.نخستين بار در سال 1322 صدايش از راديو پخش شد درست در زمانی که به عضویت حزب توده درآمده بود.وی بین سالهای 1325 تا 1327 و 1336 تا سال 1338 به همکاری با رادیو پرداخت.عاشور پور از خوانندگان کلاسیک و فولکلور به حساب می آید که گرچه به زبان گیلکی می خواندند ولی به آموزش و تحصیل علمی موسیقی نیز پرداخت. .اشعار و ترانه هایی که خوانده است برگرفته از فرهنگ گیلان و بازتاب زندگی ، شادی ها ، غم ها ، آمال و آرزوهای مردم گیلان است.

 

 

ضمنا پوستر ها توسط آروین ایلبیگی تهیه شده و باید از سایت وارش به خاطر پوشش خبری و استفاده از این تصاویر تشکر کنم ...

***

«آفتاب خيزان، دريا توفان» عنوان کتابي است که از زندگي و آثار استاد احمد عاشورپور استاد موسيقي فولکلوريک گيلاني توسط نشر چشمه منتشر شده است.

بخش مهمي از گنجينه موسيقي سرزمين شمال به ترانه هاي احمد عاشورپور اختصاص دارد. به گفته اهالی فن وی جزو معدود خوانندگاني است که از محدوده تنگ اقليم خود فراتر رفته و آوازهايش در خاطره همه ايرانيان باقي مانده است.

خیلی ها از دور و نزدیک گیلان دور هم جمع شدند ترانه هایی را زیر لب زمزمه کردند قدری اشک ریختند و صدایی را که یادآور خاطرات دور و نزدیکشان بود را به دل خاک سپردند ...

 چند تا عکس دیگه :

http://www.waresh.com/fogholade/ashorpor9.jpg

http://www.waresh.com/fogholade/ashorpor17.jpg

http://www.waresh.com/fogholade/ashorpor20.jpg

 

خداحافظ  ...

 

انزلخان جمعه بیست و هشتم دی 1386  نظر بدهید!

هموطن من هستم به صعود تو راضی / پس بیا بشکنیم این خطوط موازی
موضوع مرتبط با :

سلام  ...

وارش انزلی ، که مثل اسم قشنگش داره به شهرمون میباره .

میتونید عکسهای مربوط به برف سنگینی که طی ده روز توی انزلی بارید رو توی وارش مشاهده کنید .

www.waresh.com

با خوندن قسمت نظرات وارش دلم گرفت که چرا گذاشتن چند تا قطعه عکس از شرایط جوی انزلی باعث ناراحتی یه عده شده و انواع و اقسام تهدیدات شامل حال  نویسنده وبلاگ  شده ! 

این یه واقعیته که بچه هایی که برای شهرشون مطلب مینویسن هیچ درآمدی از سایتهاشون ندارن و تنها دلخوشی شون حمایت ماست که به عنوان مخاطب به این سایتها سر میزنیم . پس وارش رو تنها نزاریم ... حتما باید چند تا سایت فرهنگی هم که توی شهر انزلی وجود داره بسته بشه تا دست بردارین ؟!

***

آیا واقعا شما انزلی چی اصیلی رو میشناسین که به خوار و کوچک شدن همشهری هاش راضی باشه ؟ چه کسی چنین تفکری رو توی ذهن همه ی ما جا انداخته که غیر بومی ها برای ما بهتر کار میکنن یا دلشون بیشتر به حال ما میسوزه .

غریبه ها تا حالا برای شهرمون چی کار کردن ؟ رشد شهر انزلی رو با شهر رشت مقایسه کنید . غیر از اینه که طی این سالها شرایطی بر شهر انزلی حاکم بوده که تمام انزلی چی ها رو از شهرشون فراری داده . شهری که نه تنها در ورزش بلکه در تمامس عرصه ها گل سرسبد گیلان بود امروز به جز ملوانی که اون هم به همت و غیرت یه عده پیشکسوت و جوون انزلی چی هنوز هم نذاشتن پرچم شهرمون زمین بخوره .

همون ملوانی که خیلی ها بعد از اینکه پاشون رو روی شونه هامون گذاشتن و به صندلی های قدرت رسیدن با سکه هایی که از کیسه خلیفه میبخشن بهش سرمون منت میزارن و پشت کم کاریهاشون پنهان میشن .

من معتقدم حتی اگه کسی میخواد بخوره و بزنه و بگیره چه اشکالی داره بزارید یه انزلی چی باشه .  اگه یه رگ انزلی چی توی تنمون باشه حاضر نمیشیم امور شهرمون رو به دست غیر بومی ها بسپریم . این خواسته ها و آرزوهای یه انزلی چیه که آرزویی بیشتر از سربلندی شهر و وطنش نداره . فراموش نکنیم ما وارثان شهری هستیم که صاحب اولین ها در این کشور بوده از اولین دبیرستان دخترانه ، اولین تابلوی مطالعه ی روزنامه ، اولین شهرداری ، اولین خیابان و پارک به سبک اروپایی ، اولین پل متحرک خاور میانه ، اولین کارخونه سوسیس سازی ، اولین خطوط هوایی و ... و... چرا امروز هنوز باید توی همون اولین ها سر کنیم ، تا کی میخوایم به گذشته اجدادمون افتخار کنیم .

به اعتقاد من شهر انزلی با جوانان غیور و متعصبش میتونه جدا از ورزش در زمینه های دیگر علمی هم برای کشور افتخار آفرینی کنه . پس با فراهم کردن شرایط و انتخاب افراد شایسته میتونیم به رشد و توصعه شهرمون کمک کنیم تا در نهایت باعث سربلندی ایران عزیز باشیم ...

نزاریم کسی از اسم ملوان و عشق و علاقه مردم انزلی به این تیم سوء استفاده کنه مطمئن باشین با درست شدن وضعیت شهر وضعیت ملوان هم درست میشه ...

 

انزلخان پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386  نظر بدهید!

شهر من بندر انزلی
موضوع مرتبط با :

سلام دوستان

قبل از هر چیز به این وبلاگ یه سر بزنید تا در چند و چون مطالب این سایت قرار بگیرید :

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

http://astara-enzeli-az.blogspot.com

 

به رشتی ها بنگرید . مردمی که در چند کیلومتری ما ساکن هستند و  دچار اصالت گریزی شده اند . امروز دیگر سخت در رشت کسی را پیدا میکنید که گیلکی صحبت کند . برای توصیف این مردم به مطلبی اشاره میکنم که دوست عزیزم در وبلاگ اهل کاسپین به آن اشاره کرده است :

 

بوشوم گوگله من تايپ بودم رشتي

چي بومه؟

چل ته لينكه اولي جي 36 ته جوك بو،

اونم جوكني كه آدمه خونه جوش هوره

جوكني كه يه موشت آدم بي معرفت چاكودن كه

بعضنه

البته

متاسفانه فقط بعضنه

ديله درد بييرن

ايسه رشتن چي كونن؟

اوشنه جوابه دهن؟ اوشنه حاله گيرن؟

نا

خوره درجنن كي اوشنه موسون حرف بزنن. اوشنه ميهمان كونن. اوشنه ره اشپول ماهي چاكونن و برن خو ناموسه سفره سر

رفتم توي گوگل و تايپ كردم "رشتي"

چي اومد؟

از چهل لينك اول 36 تاش جوك بود

اونم جوكهايي كه خون آدمو به جوش ميياره

جوكهايي كه يه مشت آدم بي معرفت درست كردن كه

بعضيها رو

البته

فقط بعضيها رو

دلگير كنن

حالا رشتيهاي چي مي كنند؟

جوابشونو مي دن؟ حالشونو مي گيرن؟

نه

خودشونو جر مي دن تا مثل اونها حرف بزنن.مهمانشون كنن و براشون ماهي با اشپل درست مي كنن و مي نشونن سر سفره ناموسشون.

 

حال بنگرید به تالش : بله تالش یکی از بزرگترین اقوام ایرانی این شهرستان که نام خود را از قوم تالش گرفته و به استناد منابع و شواهد بسیار، بازمانده اقوام کادوس باستان و از همسایگان دیرین قوم گیل می‌باشد،

انها صاحبان اصلی نیمه غربی دریای خزر بودند . امروز تنها بخشی از تالش بزرگ باقی مانده است  از غرب به استان اردبیل از شمال به آستارا و از جنوب به رضوانشهر و ماسال و از شرق به دریای خزر و انزلی محدود شده و شامل شهرهای پره سر، ماسال، رضوانشهر و عنبران می‌باشد.

مابقی تالش بزرگ در عهدنامه های گلستان و ترکمان چای به شوروی سابق واگذار شد .

 

 

واقعیت اینجاست که تحقیقات جدیدی که در نیمه شمالی  فلات ایران در حال انجام است نظریه پیدایش خط از جنوب کشور را با ابهام مواجه ساخته است . پیدا شدن کتیبه هایی در شهرستان ورامین و تالش وجود همزمان خط در نیمه شمالی فلات ایران را تایید میکند  و این نشانه هایی از تمدن شگرف فلات شمالی ایران و نژادهایی چون کاسی و خزری و گیل و تالشی دارد که در نگاه اول یاد آور امپراطوری عظیم و مقتدر دیلمیان است که سالیان سال در دفاع از مام وطن نقش بسزا و چشمگیری را ایفا میکردند .

تالشان زمانی بر تمام سواحل غربی دریای کاسپین سلطه داشتند و از نظر نژادی و زبانی نزدیک ترین قوم به قوم گیل بودند و اما امروز با توجه به بی تدبیری مسئولین فرهنگی استانی در حفظ و حراست از زبانها و آداب و سنن اقوام مختلف این دیار چیزی به جز سایه ای از تالش بزرگ باقی نمانده است .

و تلاشی برای حفظ و بازسازی زبان تالشی و دیگر زبانهای استان صورت نمیگرد . گیلان از نظر تنوع گویش دارای شاخه های زیادی میباشد که متاسفانه رو به نابودی میروند .

http://www.taleshan.com/katibaha.jpg

کتیبه پیش از میلاد تمدن تالش

 

چندیست که تلاشها و فعالیتهایی از سوی پایگاههای رسمی دولت آذربایجان با حمایت دولت های استعمارگر و با هدف از ایجاد تفرقه در کشور در حال صورت گرفتنه . در نقشه هایی که از سوی پایگاههای رسمی این دولت تحت عنوان سرزمین ترک از اون یاد میشه به نام های چون  تالش ، آستارا و انزلی نیز برخورد میکنیم.

جالب اینجاست که کلمه آذربایجان ریشه ای ایرانی دارد و براساس اعتقاد پاره ای از مورخین کلمه آذر بایجان برگرفته از آذر آباد که نام آتشکده ای معروف در تارومی(تبریز)بوده که توسط موبدی بنام آذرباد بنا نهاده شده است وبر این رکن آذر آبادگان(سرزمین آتش) نام گرفته است. جالب اینجاست که خود جمهوری آذربایجان در اقدامی نام ترکی گونشلی را جایگزین نام آذربایجان کرده است :

در شهرستان تالش نشین  لريك جمهوري آذربايجان روستايي وجود دارد به نام " آذربايجان " گرو ه هايي كه براي زدودن هويت اصلي و تاريخي آن كشور سال هاست از هيچ كوششي فرو گذار نيستند ، اخيراً نام ايراني آذربايجان را رسماً از آن روستا حذف و كلمه تركي " گونَشلي " را جايگزين آن ساخته اند . اين موضوع كه با واكنش روشنفكران تالش شمالي روبرو شده است از اين لحاظ كه مسئولين آن كشور   يك نام تركي را جايگزين نام ايراني يك روستا نموده اند شايد موضوع تازه اي نباشد ولي در اين مورد آنچه كه بسيار جالب و مهم مي باشد اين است كه چرا در كشوري كه  گويا نامش آذربايجان است ، نام يكي از روستا هاي آن نيز آذربايجان است و حالا که هست چرا باید به گونشلی تغییر نام دهد ؟!.

در طول‌ دوره‌ سلطنت‌ قاجارها، كشور ايران‌ متحمل‌ مصائب‌و ناكاميهاي‌ فراواني‌ شد. اراضي‌ و ايالات‌ متعددي‌ ازچهارگوشه‌ اين‌ كشور تجزيه‌ گرديد كه‌ در آن‌ بين‌ از همه‌ناگوارتر جدايي‌ ايالات‌ قفقاز بود. با مرور زمان‌ تا وقوع‌ تحولات‌سياسي‌ در قفقاز و آسياي‌ ميانه‌، بر اثر فروپاشي‌ شوروي‌، اين‌واقعيت‌ آشكار گرديد كه‌ دونيمه‌ شدن‌ تالش‌ خود به‌ اندازه‌جدايي‌ همه‌ ي‌ ايالات‌ مذكور تلخ‌ و اثر گذار بوده‌ است‌. هنوزدونيمه‌ ي‌ آن‌ قوم‌ در شمال‌ و جنوب‌ رود آستارا، حسرت‌پيوستن‌ بهم‌ و آرميدن‌ در آغوش‌ مام‌ ميهن‌ خود ايران‌ را به‌ دل‌دارند .

قوم‌ بزرگ‌ تالش‌ كه‌ هر روز آثارتازه‌اي‌ از تاريخ‌ و تمدن‌ چندهزار ساله‌اش‌ به‌ وسيله‌ باستانشناسان‌ كشف‌ مي‌شود، با وجودسرگذشت‌ تلخي‌ كه‌ در طول‌ دو سده‌ اخير داشته‌ و با وجودمضايق‌ و سياستهاي‌ سركوبگرانه‌ شديدي‌ كه‌ در طول‌ حكومت‌شوروي‌ تحمل‌ كرده‌است‌، هنوز زبان‌ و ديگر مظاهر هويت‌ايراني‌ خود را حفظ‌ كرده‌ است‌ .

پيش‌ از سخنراني‌ استالين‌ در تالش‌ شمالي‌ روال‌ عادي‌ زندگي‌ادامه‌ داشت‌. تالشان‌ كتب‌ درسي‌، برنامه‌هاي‌ راديويي‌ وفعاليتهاي‌ ادبي‌ و هنري‌ به‌ زبان‌ خود را داشتند. آنها تاسال‌ 1936نشريه‌ s a tol ى (تالش‌ سرخ‌) را منتشر مي‌كردند ولي‌ از آن‌زمان‌ ناگهان‌ همه‌ چيز ديگرگون‌ شد. اگر موج‌ اقداماتي‌سركوبگرانه‌ با شدت‌ و ضعف‌ هايي‌ در همه‌ ي‌ جمهوريها ومناطق‌ شوروي‌ آغاز شده‌ بود، «تالشان‌ را به‌ جرم‌ سخن‌ گفتن‌ به‌زبان‌ تالشي‌ بازداشت‌ مي‌كردند. آنهادر زادبوم‌ خود حق‌نداشتند به‌ زبان‌ مادري‌ خويش‌ چيزي‌ بگويند و بنويسند. تمام‌مدارس‌ ملي‌ را مسدود كردند و آموزگاران‌ معترض‌ بازداشت‌ وتبعيد شدند. تمام‌ آثار ادبي‌ تالشي‌ را كه‌ در كتابخانه‌ها وجودداشت‌، جمع‌ كرده‌ و سوزاندند. نوشتن‌ به‌ زبان‌ تالشي‌ و تبليغ‌ وترويج‌ آن‌ زبان‌ را عمل‌ جنايتكارانه‌ عليه‌ رژيم‌ شوروي‌ خواندند.حتي‌ يك‌ نويسنده‌ تالش‌ را به‌ خاطر ترجمه‌ي‌ كتاب‌ روبينسون‌كروزوئه‌ به‌ زبان‌ تالشي‌، دشمن‌ ملت‌ ناميده‌ و اورا به‌ زندان‌افكندند

بر اثر چنان‌ اقداماتي‌، تالش‌ بودن‌ و به‌ تالشي‌ سخن‌ گفتن‌ به‌امري‌ خفيه‌ و زير زميني‌ تبديل‌ شد و لذا در سر شماريهايي‌ كه‌ به‌عمل‌ مي‌آمد، اغلب‌ تالشان‌ يا هويت‌ واقعي‌ خود را انكار مي‌كردندو يا خود را تالش‌ آذري‌ زبان‌ مي‌خواندند. از آن‌ زمان‌ درآمارهاي‌ رسمي‌، شمار تالشان‌ به‌ سرعت‌ سير نزولي‌ گرفت‌.

 

طبق‌ سرشماري‌ سال‌ 1926 در جمهوري‌ آذربايجان‌ 77323 نفرتالش‌ زندگي‌ مي‌كردند  و برابر آمار رسمي‌ سال‌ 1931، آن‌تعداد بدون‌ احتساب‌ تالشان‌ لنكران‌ 89398 نفر اعلام‌ شد  ولي‌سر انجام‌ در سال‌ 1970 در منابع‌ روسي‌، وجود تالش‌ در آن‌كشور كلا" انكار گرديد و آمد «تالشان‌ قوم‌ بدبختي‌ هستند كه‌ اززمانهاي‌ دور تا سال‌ 1937 و جود داشتند ولي‌ حالا ديگر نيستند.آنها ادغام‌ شده‌اند .

بعدها تا سال‌ 1989 اگر گاهي‌ به‌ دلايلي‌ خاص‌، در برخي‌ از منابع‌روسي‌، خبري‌ از وجود مردمي‌ به‌ نام‌ تالش‌ (نه‌ تالشي‌ زبان‌) درج‌ مي‌شد، اطلاعات‌ درستي‌ در باره‌ آن‌ مردم‌ ارايه‌ نمي‌گرديد .آخرين‌ اطلاعات‌ آماري‌ كه‌ در سال‌ 1989 به‌ وسيله‌ي‌ حكومت‌شوروي‌ انتشار يافت‌ ،نشان‌ مي‌داد مجموع‌ نفوس‌ تالشان‌ آن‌كشور 21914 نفر است‌ و از آن‌ تعداد 21200 نفر در جمهوري‌آذربايجان‌ زندگي‌ مي‌كرد

ولي‌ درهمانسال‌، پس‌ از فروپاشي‌شوروي‌ كه‌ ناگهان‌ انفجار بيداري‌ قومي‌ امپراتوري‌روسهارافراگرفت‌، تالشان‌ ازجمله‌ي‌ نخستين‌ اقوام‌ آن‌امپراتوري‌ بودند كه‌ سر از خاكستر پنجاه‌ سال‌ سركوب‌ وفراموشي‌ به‌ در آورده‌ و دوباره‌ اعلام‌ موجوديت‌ كردند وبه‌سرعت‌ دست‌ به‌ كار احياء و تبليغ‌ هويت‌ خود شدند .

ضمن‌ سرشماري‌ جديدي‌ كه‌ در آن‌ سال‌ انجام‌ گرفت‌، معلوم‌ شددر شهرستانهاي‌ تالش‌ نشين‌ لنكران‌ 164 هزار نفر، ماساللي‌144 هزار نفر، آستارا 69 هزار نفر، ياردملي‌ 40 هزار نفر، جليل‌آباد 133 هزار نفر، بيله‌ سوار 61 هزار نفر و لريك‌ 54 هزار نفرزندگي‌ مي‌كنند و از مجموع‌ آن‌ تعداد بيش‌ از چهارصد هزار نفرتالشي‌ زبان‌ هستند. لذا با احتساب‌ وجود نزديك‌ به‌ 300 هزار نفرتالش‌ ساكن‌ در ساير نقاط‌ جمهوري‌ آذربايجان‌، خصوصا" درباكو و سومگايت‌ و آبشرون‌ ومهاجرين‌، وجود بيش‌از700هزارتالشي‌ زبان‌ در كشور مذكور به‌ اثبات‌ رسيد .اكنون‌ با گذشت‌ حدود 15 سال‌ از آن‌ تاريخ‌ و با توجه‌ به‌ افزايش‌14 درصدي‌ جمعيت‌ جمهوري‌ آذربايجان‌، شمار تالشان‌ آن‌كشور 800هزار نفر بر آورد مي‌شود .

منبع : نگاهي به گذشته تالش ، نوشته  فريدون اسد اف ، ترجمه علي عبدلي

در نقشه زیر گونه های نژادی قابل مشاهده هستند :

اینجا کلیک کنید

 

نگرش زبانی بر جمهوری آذربایجان :

جمهوری کنونی آذربایجان که در ماخذ ایرانی و سریانی «اران» و «ران» نام داشت، در مآخذ مولفان یونان و روم باستان، با عنوان «آلبانیا» و در ماخذ ارمنی با نام «آلوان = آغوان» و «آلوانک = آغوانک» و در مآخذ گرجی (ایبریایی) به صورت «رانی» آمده است.(1) هرودوت از وجود سه قوم میک (موخوی2)، کاسپ3 و اوتی4 در محدوده جمهوری کنونی آذربایجان طی سده های ششم و پنجم پیش از میلاد خبر داده است.(2) استرابون که در سده نخست پیش از میلاد و سده نخست میلادی می زیسته، از وجود بیست و شش قوم و طایفه در سرزمین مذکور یاد کرده است.(3) از اقوام شناخته شده ساکن اران (آلبانیا) می توان به اقوام کاطس (کاسپ)، آلبان (ران)، میک که به سبب مشابهت آن را با موغان یکی پنداشته اند، گل (گیل)، اوتی (اودین) و گرگر، سیلو5 (یلب)، لوپن6(لیپین)، وات7، گاو8، گلوآر9، خرسان10، خچماتاک11، پاسخ12 (پوسخ)، پوکوآن13، تاواسپاران14، خی بیوان15، لاهیج، تات، تالش، بودوگ16، کریز17، کردوخینالوگ اشاره کرد. بعضی از این نام ها در آثار مولفان باستان و برخی در نوشته های مولفان عصر ما آمده است.
استرابون ضمن اشاره به وجود بیست و شش قوم در سرزمین آلبانیا (اران) می نویسد که هر قبیله زبان خاص خود را داشت و مردم آن سرزمین به بیست و شش زبان سخن می گفتند.(4)

مساله از میان رفتن یک زبان و استحاله آن در زبان دیگر، مطلب تازه ای نیست. در تاریخ از این گونه حوادث بسیار بوده اند. نمونه آن انقراض زبان های مردم مصر و شمال آفریقا که جای خود را به زبان عربی داد و نیز زبانهای مردم ماوراءالنهر (ورارود)، اران، آذربایجان و روم شرقی (آسیای صغیر) که در زبان ترکی مستحیل شدند.

سرزمین اران بعدها به چند منطقه اران، شروان، قراباغ و غیره منقسم گشت. بعضی مردم این مناطق، از اقوام ایرانی زبان بوده اند که از آن جمله اند، گل ها (گیل ها)، تالشی ها، تات ها و لاهیج ها. اینان مانند بعضی گروههای قومی ساکن این سرزمین زبان خود را حفظ کردند. وجود اقوام ایرانی زبان در منطقه اران و شروان، سبب رواج زبان پارسی دری در میان مردم آن سرزمین شد. مردمی که به گویشهای ایرانی گفتگو می کردند، در قفقاز نیز زبان پارسی را حتی در دوره حکمرانی ترکان، به عنوان عامل ارتباط میان خود حفظ کردند. پس از جنگهای ایران و روس و حاکمیت روس ها بر قفقاز، زبان پارسی همچنان جایگاهی بس والا داشت. کسی میرزا فتحعلی آخونداف، عباسقلی آقاباکیخانوف و بسیاری دیگر را مجبور نکرده بود، به فارسی بنویسند و شعر بسرایند. جز از مدارس دولتی و خصوصی، حتی در مکتب خانه های قفقاز نیز شاگردان به پارسی درس می خواندند و این زبان را وسیله ارتباط میان خود می دانستند. رواج و گسترش زبان فارسی در قفقاز، هرگز اجباری نبود، بلکه داوطلبانه و اختیاری بود. در دربند، تفلیس، شروان، گنجه، بردع، بیلقان، نخجوان و اطراف رود کر (کورا)، شکوفایی فرهنگ ایرانی که زبان پارسی ناقل و حامل آن بود .

 

 

 چند تا عکس از انزلی :

 

 

 


 

 

 

ما رو از نظراتتون محروم نکنین ...

انزلخان سه شنبه بیست و پنجم دی 1386  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی 
www.malavanclub.com (شنبه بیست و ششم مرداد 1387)
توضیحاتی در خصوص گورستان لهستانی ها (پنجشنبه سیزدهم تیر 1387)
تاریخ بندر انزلی شماره 1 (دوشنبه سوم تیر 1387)
گورستان لهستانی ها بندر انزلی (دوشنبه سوم تیر 1387)
تمدن مارلیک و جام های طلایی (شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387)
بررسی تمدن مارلیک (شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387)
خزر نگو کاسپی بگو (چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387)
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ... (شنبه بیست و چهارم فروردین 1387)
(دوشنبه دوازدهم فروردین 1387)
مشکل منطقه ازاد انزلی از کجا اب میخورد ؟ (دوشنبه دوازدهم فروردین 1387)
 
امکانات
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:
 
بازديد کلي :
نویسندگان :

 

لینک دوستان
قالب وبلاگ
ملوان کلوپ
کلوپ هواداران ملوان بندر انزلی
اهل کاسپین
انزلی چی . کام
وارش انزلی
حمید رضا خوشخو ( لاهیجان )
بندر مه آلود
خانه ریاضی بندر انزلی
شهر من انزلی
چرا گیلکی گپ نزنی ؟!
ورگ
ادبیات و اشعار گیلکی * روشن فومنی
ورزشی * قایقرانی * کانوپولو * فوتبال انزلی
پایگاه تالش پژوهی علی عبدلی
ادبیات و شعر پارسی * روشن فومنی
گیلانک
ملوانیان . کام * کاوه چلمبری
گیلانیان
جزیره ی تالش نشین عنبران
باغ آلوچه
آذرگشنسب
caspianous
روستای نیور
هفت قلم
ملاردی ها
امرتات
سرزمین کاسپین
 

تبلیغات متنی

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا